سيد محمد باقر برقعى

629

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

استعداد كافى برخوردار مىباشد و اشعارش بيشتر در مدح و مرثيت خاندان پيامبر و ائمّهء اطهار عليهم السّلام در قالب غزل و قصيده و مسمّط و ترجيع‌بند و مثنوى و رباعى به رشتهء نظم درآمده و تاكنون چند مجموعه از اشعارش به نام‌هاى « وادى عشق » و « ترانهء دل » و « عشق و عاشورا » طبع و نشر گرديده است . على اكبر مالك داراى پنج پسر به نام‌هاى : فريدون ، ايرج ، جمشيد ، محمّد و احمد است كه همه از تحصيلات عاليه برخوردارند . وى در سال 1377 شمسى چشم از جهان فروبست . مالك آثارى چند نيز از خود به‌جا گذاشته كه تاكنون توفيق طبع و نشر آن را نيافته و از آن جمله است : واقعهء كربلا ( نظم و نثر ) ؛ هفت شهر عشق ( نظم و نثر ) ؛ سفر خانهء خدا ؛ ديوان اشعار ؛ و چند اثر ديگر . الهى الهى ! تو داناى رازى ، الهى الهى ! * تو بر حال زارم گواهى ، الهى ! سرآمد مرا عمر در خواب غفلت * گرفتار جهل و مناهى ، الهى ! تويى خالق ماه و خورشيد گردون * تويى رازق مرغ و ماهى ، الهى ! مرا نيست شايسته غير از گدايى * سزاوار تو پادشاهى ، الهى ! به درگاهت آيم ، و ليكن ندارم * به‌جز حسرت و اشك و آهى ، الهى ! بگيرى گهى سخت و گاهى ببخشى * شنيدم كه كوهى به كاهى ، الهى ! به حقّ حبيبت ، محمّد ، ببخشاى * به شرمندهء پرگناهى ، الهى ! الهى ! به احسان و رحمت نظر كن * من بندهء روسياهى ، الهى ! بشو ذرّه‌اى را به درياى غفران * بده قطره‌اى را پناهى ، الهى ! بيامرز اگر سرزد از من خطايى * و گر كرده‌ام اشتباهى ، الهى ! حكيم و كريم و رحيم و غفورى * ببخشاى بر من الهى ، الهى ! همه راه‌ها بسته بر روى « مالك » * به‌جز راه تو نيست راهى ، الهى !